تبلیغات اینترنتیclose
تهی‌تر از خانه‌ای که ترکش گفته‌اند( شبنم آذر )
پیچک ( شبنم آذر )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 «توقف»

 

تهی‌تر از خانه‌ای که ترکش گفته‌اند

تهی‌تر از ته مانده‌های یک جشن

تهی‌تر از جای خالی یک دندان

و لبخندی که دیگر زیبا نیست

تهی‌تر از دری نیمه‌باز رها شده

دستی که برای گرفتن چیزی

در هوا معطل مانده

پرچمی پوسیده

رنگ و رو رفته

کهنه

 

به روزهای رفته نگاه می‌کنم

به رنگ‌های پریده‌ی عکس‌های قدیمی

به لبخند‌های جوان

دست‌های جوان

درخت‌های جوان

که فواره‌های سبز صامت بودند

به ذغال گداخته  گل‌های رز

به ذغال گداخته قلبم

به ذغال گداخته لب‌هام

و دهانی

که هنوز خندیدن را از یاد نبرده بود

 

ستون

هر چند استوار

خانه

سرانجام فرو می‌ریزد

صداها

سرانجام به سکوت ختم می‌شوند

و سایه‌ها

به دورن اشیا باز می‌گردند

 

فردا

حریصانه

نفس می‌کشد

و این ساعت قدیمی

که صورت سفیدش را

به هوای سرد اتاق چسبانده

تمام عمر

به سکوت میان دو تیک تاک فکر می‌کند

 

فروردین 89-هند

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1389/2/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-6, | بازديد : 219