تبلیغات اینترنتیclose
روزي كه آفتاب را انكار مي كني،( شبنم آذر )
پیچک ( شبنم آذر )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

روزي كه آفتاب را

 انكار مي كني،

سياهي ات را

روي سرم مي كشم

و به تو شب بخير مي گويم.

شايد،

در هيچ جاي زمين ديگر

 نطفه اي شكل نگيرد.

هيچ كس نيست كابوس هاي مرا تعبير كند؟

من صداي خيابان را

 از زندگي ام حذف مي كنم

همچنان كه در اين لحظه

 بيداري ام را.

شايد،

 بايد در همان كودكي،

خانه ی پدري را

 آتش مي زدم

و نگاه مي كردم

كه در ميانِ شعله ها مي سوزد.

شايد،

 امروز بايد

 در اين لحظه،

روياي كودكي ام را تعبير كنم.

من مسخ شده ام

و ارواحِ جهنمي مرا دوره كرده اند.

بايد به كودكي ام اعتماد كنم.

مي خواهم بخوابم؛

براي كابوسي تازه آماده می شوم.

سياهي ات را روی سرم مي كشم

و به تو شب بخير مي گويم.

 

شبنم آذر

  از مجموعه شعر {به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/9/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-3, | بازديد : 197