تبلیغات اینترنتیclose
نقدی بر آثار ویسواوا شیمبورسکا
پیچک ( شبنم آذر )
شعر و ادب پارسی

  توجه توجه برداشت از وبلاگ اصلی شاعر به آدرس زیر

لطفا اینجا کلیک کنید

 نقدی بر آثار ویسواوا شیمبورسکا

شاعری در واژه نامه اشعارش

 از «ويسواوا شيمبورسكا»ی لهستاني، برنده جايزه نوبل ادبي 1996، تاكنون تنها دو اثر در ايران ترجمه شده است.

ترجمه نخست از كتاب «آدم‌ها روي پل» با فاصله اندكي پس از اختصاص جايزه نوبل به وي در ايران منتشر شد، و دومين ترجمه كه گزيده‌اي از اشعار او بود تحت عنوان «عكسی از يازده سپتامبر» در سال 1382 به چاپ رسيد.

در این مجال به بررسی شعرهای این دو مجموعه در نقدی ساختاری ،زبانی و محتوایی می پردازیم.

ساختاراشعار اين دو کتاب غالبا از هم نشيني واژه‌هايي حاصل شده است كه هر يك  حامل ويژگي‌هاي طبيعي خود هستند و هر واژه تنها بار معنایی خود را به دوش می کشد.علاوه بر این در اين مجموعه ها واژه‌هایي كه در خود حقيقت يك فاجعه تاريخي را حمل مي‌كنند در كنار واژه‌هايي كه از زيبايي طبيعي برخوردارند مي‌نشينند و از تركيب اين دو،فضایي پارادوكسي‌كال- كه يكي از وجوه زيبايي شناسي است- حاصل می شود.دراین فضا منظور شاعر به واسطه ساخت ذهني واژه‌های متقابل، در زبان شعري ساده، نمايان مي‌شود.

به‌عنوان مثال در شعر"بچه‌هاي عصر خود"از کتاب "عکسی از یازده سپتامبر" مي‌خوانيم:

خواهي نخواهي/ژن‌هاي تو آينده ‌اي سياسي دارند/پوست تو- ته رنگ سياسي/چشم‌هايت- جنبه‌اي سياسي

و در ادامه:

حتي وقتي در جنگل پرسه مي‌زني،/گام‌هايت سياسي‌ست/برزمينه‌اي سياسي/شعر غير سياسي هم سياسي‌ست

1

 
از دیگر ویژگی های اشعار شیمبورسکااين است که هیچ واژه ای برای حضور در شعر او نياز به مجوز ورود ندارند.به عنوان مثال شعری که در بالا آورده شد نشان می دهد که كلمه ای با بار منفي"سیاسی" به سادگي كنار كلمه ای با بار مثبت "جنگل "-با حفظ تمام ویژگی های طبیعی خود- قرار مي‌گيرد و اين هم‌نشيني از نگاه مخاطب آزار دهنده  نيست و اثر را دچار سکته نمی کند. تسلط او به ساخت و زبان شعر اين قابليت را براي شعرش ایجاد مي‌كند كه با استفاده از انواع واژه ها،دنياي سياست‌زده، بي‌اخلاق و بدون معنويت كه سراسر فاجعه است را به سرودي انساني مبدل كند.


زبان در شعر شیمبورسکا غالباً ديالكتيكي عمل مي‌كند."آتلانتيك"از کتاب "عکسی از یازده سپتامبر"نمونه‌اي از اين نقيضه‌گويي‌ را در خود دارد:


وجود داشتند يا وجود نداشتند/برجزيره‌اي يا نه- بر جزيره‌اي/اقيانوسي يا نه- اقيانوسي/


نمونه‌اي از اين تقابل را ازكتاب "آدم‌ها روي پل" در اين قطعات مي‌توان ديد:


 گاهِ بيداري صورت روياپوش خود را/با آب مشوي


نمونه ديگر:


هيچ چيز/ حيواني‌تر از وجدان پاك در منظومه شمسي وجود ندارد.


اما در مواردي نيز زبان گويا و بدون پارادوكس است و مستقيم عمل مي‌كنند. مانند:


 قرص مسكن هستم/در خانه عمل مي‌كنم/ تنها مرا بخور/ زير زبان خودت حلم كن/ و مرا قورت بده. از کتاب"آدم‌ها روي پل".


علاقه «ويسواوا شيمبورسكا» به فلسفه- همان‌طور كه در آثارش پيداست- در نمونه‌هايي از اشعارش او را به تفسير و توضيح مي‌كشاند.توضیحاتی كه اثر را از رعایت قائده ايجاز خارج می کند.


نمونه‌اي از اين دست را مي‌توان در شعر "بيداري" از مجموعه گزیده اشعارش نگاه كرد:


خواب ديوانه نيست/ واقعيت ديوانه است/ دست كم براي لجاجتي كه براي چسبيدن به رويدادها دارد/

                                                               2

 در خواب/ تازه در گذشتگان هنوز زنده‌اند/ تندرست حتا/ و جواني يافته شده/ بيداري مردار او را پيش


ما مي‌نهد/ بيداري حتي سرسوزني عقب ‌نشيني نمي‌كند/ فراريت خواب باعث مي‌شود/ كه خاطره به آساني آنها را پس پشت بگذارد/ بيداري بي‌خيالِ فراموشي است و...


 در اين اثر مي‌بينم كه پاره‌هاي بعدي به توضيح‌ پاره‌هاي نخست سعي دارند و اين شيوه توضيحي تا پايان شعر ادامه پیدا می کند. به اين ترتيب در چنین آثاری روايت چنان کش مي‌آيد كه ايجاز در ارائه مفاهيم به كلي فراموش مي‌شود.به این ترتیب از شعريت اثر كاسته شده و اثر به يك مانیفست فلسفي تبديل مي‌شود.


ویژگی تصویرسازیِ واژگانی فضا در شعر «تروريست مي‌نگرد» از شعرهاي «عكسی از يازده سپتامبر"به شاعر در القای محتوای اثر بسیار کمک کرده است:


 سرسيزده و بيست دقيقه بمب در كافه مي‌تركد/ الان تازه سيزده و شانزده ده دقيقه است/ هنوز عده‌اي وقت دارند كه داخل شوند/ عده‌اي بيرون بيايند.


و در ادامه...


 زني با كاپشن زرد، وارد مي‌شود/ مردي با عينكي تيره خارج مي‌شود/ پسركان ِجين پوش حرف مي‌زنند


 و از اين قسمت كه يك سوم آغازين شعر است طي 17 پاراگراف او همچنان به توضیح فضا می پردازد.اما این توضیحات به دلیل بار تصویری خود نه تنها مانند شعر"بیداری" موجب تضعیف اثر نمی شوند بلکه به درک بهتر شعر کمک می کند.


در ميان آثار وی–ترجمه های در دست- کمتر با اثري مانند"خواب"از همین مجموعه مواجه


 مي‌شويم كه شاعر به كلي از زبان روايي و تفصيلي فاصله گرفته باشد و در ايجاز كامل جان كلام را ادا كند:

                                                              3

در جنگ كشته شده من، خاك شده من، مرد من- خاك/به شكلي كه در عكس دارد/با سايه‌ي برگي به صورت، گوش ماهي به‌دست/به خواب می رود/از راه تاريكي‌هایي از هرگز خاموش شده/ از راه تهي‌هايي كه برهم گشوده شده/ از هفت راه هفت ضربدر هفت سكوت مي‌آيد/


نمونه ی دیگری از این دست را می توان در شعر "زير ستاره‌اي كوچك"از مجموعه "گزیده ها" دید:


 خوشبختي نرنجد اگر از آن خود مي‌خوانمش/ مردگان از من بگذرند كه در حافظه‌ام پرتو ضعيفي بيش نيستند/ عذر مي‌خواهم از زمان/ براي جهان‌هاي بي‌شماري كه غافلم از آن ها در ثانيه‌اي...


اين درگيري ذهني با مفاهيم فلسفي و جامعيت‌گرايي را در عناوين آثار شيمبورسكا نيز به وضوح مي‌توان ديد: "بيداري"،"خواب"،"خنده"،"كشف"،"سپاسگذاري"،"لذت نوشتن" و يا"آب"،"پوشاك".


گويا در مواجهه با مجموعه آثار شيمبورسكا با دايره‌المعارفی از واژگان روبه‌رو شده‌ايم كه سوژه‌هاي گزينش شده او در غالب نام اثر به مثابه "لغت"،و اثر به مثابه "معنا"ي واژه ظاهر مي‌شود. معنايي كه از الهام و فلسفه شاعر نشأت گرفته است.


در تحليلي محتوايي  می بینیم که جهان، زمان و تاريخ از عناصر پررنگ شعري شيمبورسكا هستند، واز اين عناصر و يا به ‌وضوح در اثر نام برده شده است يا-از نظرمضمونی بر اثر محيط شده‌اند.او همواره با اين مفاهيم دست به گريبان است. تاريخ را محتوم مي‌داند و مي‌خواهد زمان را از آن خود كند و جهان را به زير قلم بكشد. نمونه‌هايي از اين شعر را در "زيرستاره‌اي كوچك" كه در بالا آورده شد و همچنين در شعر"لذت نوشتن" از "گزیده ها"مي‌توان مشاهده كرد:


پس آيا چنين جهاني كه سرنوشتش / به دست من باشد وجود دارد؟ / زماني كه آن را با رشته علايم به هم بپيوندم و / به فرمانم پيوسته برپا باشد؟/لذت نوشتن/امکان اثبات /انتقام دست مردنی.


و شعر"انحطاط قرن"كه اين طور آغاز مي‌شود: قرار بود از قبلي‌ها بهتر باشد اين قرن بيستم‌ ما....


دغدغه های زمان و جهان را در بسیاری از آثار دیگر او مانند "مي‌تواند بي‌عنوان باشد"،" حساب مرثيه‌اي"و"عكسی از 11 سپتامبر" و"16 مه 73" مشهود است.


از نقاط قوت شیمبورسکا ، توانايي او در سرايش و برقراري ارتباط نزديك با عناصر جهان است،

                                                               4

 چنانچه هر پديده‌اي براي او قابلیت تبدیل شدن به سوژه را دارد. در شعر "با چشم‌انداز دانه شن" احوال يك دانه شن با احوال بشر همنشين مي‌شود. او حتي براي ورود واژها به شعرش به خود شكل واژه‌ها و نشانه‌هاي نگارشي هم نظر دارد:


حالا هم همه اين چيزها/ به نقطه‌اي در پرانتز مي‌ماند..."عکسی از یازده سپتامبر"


يا


اينجا نويسنده‌اي خوابيده / عتيقه‌اي مثل ويرگول "آدم‌هاي روي پل".


شیمبورسكا شاعري سیاسی-اجتماعي است كه به دغدغه‌هاي شخصي‌اش به‌عنوان يك انسان، بعد جمعي مي‌دهد و از آن منظر به سوژه‌ها نگاه مي‌كند.سرنوشت بشر سياست‌زده، دغدغه‌ اصلي اوست."نوشتن رزومه"،"بچه‌هاي عصر خود"،"تأثير از نمايش"،"زندگي فی البداهه"،"انحطاط قرن"،"موزه"،"كمي اطلاعات براي آمار" ازجمله آثار شاخص گزیده آثارش از این منظر هستند.در دو مجموعه ترجمه شده از او شعرهايي مانند"ايستگاه راه‌آهن" كه در آن از ابتدا تا انتهاي شعر، فضاي نوستالژيك شخصي حاكم باشد كمتر به چشم مي‌خورد:


نيامدنم به ناكجا / سر ساعت بود / پيشتر با خبر شده بودي / با نامه‌اي ارسال نشده / رسيده بودي كه نيايي /سر قرار...


او به دلیل گرایش های شدیدی که تا اواخر دهه 60 به حزب کمونیست داشت شعرهایش رنگ و بوئی سیاسی دارند. "ایونا نوویسکا"یکی از مترجمان آثار او، نخستین مجموعه شعر شیمبورسکا به نام "به این دلیل زندگی می کنم" (1952)را حاصل اندیشه های سیاسی و در بر دارنده اشعار رئالیسم سوسیالیستی می داند.


نمونه هایی از اشعار سیاسی این شاعر لهستانی در مجموعه گزیده آثارش آمده است.در"کارگران از شاهان می گویند"می خوانیم:


متنفرند از ذغال ما/از آجر و نخ ما/..../اتم را چون گاوصندوقی دریدند/اما جز وحشت چیزی نیافتند/اگر می توانستند و می توانستند/با آن خانه ها و کارخانه های مان را میزدند.

                                                                5

و همچنین شعر طنز"اولین عکس هیتلر"و شعرهای"لنین"،"پیشواز ساختن شهر سوسیالیستی"و"زایتسو-فرمانده آتشبار".


در تحليلی محتوايي يكي از وجوهي كه شعر شیمبورسکارا درخشان مي‌‌كند ايمانش به معجزه است. شعر"مكارات معجزه" بارزترين نمونه اعتقاد وي به معجزه است:


معجزه معمولي:‌ اينكه زياد معجزه رخ مي‌دهد / ... / معجزه‌اي از انبوه معجزات / ابري رقيق و كوچك / مي‌تواند ماه بزرگ سنگيني را فرو پوشد/.../معجزه‌اي بدون فراگ سياه و كلاه سيلندر / كبوترهاي سپيدي كه به هر سو پرواز مي‌كنند / معجزه‌اي – كافيست اطراف را نگاه كرد، دنياي همه جا حاضر /


شعر "هيچ اتفاقي دوباره" نيز راوی نگاه شگفت‌زده او به زندگي است.


هيچ روزي بر نمي‌گردد / دو شب شبيه / دو بوسه يك جور / دو نگاه همانند به چشم يكديگر، وجود ندارد./


او در خطابه نوبل خود نیزبا تحسین از واژه "شگفت انگیز" یاد می کند و می گوید:"در این واژه نوعی دام منطقی نهان است.زیرا ما از چیزی شگفت زده می شویم که از برخی یقین ها که به آن ها عادت کرده ایم دور افتاده اند.در واقع دنیایی چنین قطعی و بی چون و چرا اصلا وجود ندارد.حیرت ما فردی و مستقل است و از قیاس با هیچ معیاری بر نیامده است."


عنصر خواب از عناصر شعري شاخص شيمبورسكا است: تنها در كتاب"عكسي از يازده سپتامبر"، شعرهای "ساخت و پاخت با مردگان"،"خواب"،"شب شعر"،"ستايش خواب" و"بيداري" مستقيماً درباره خواب نوشته شده است.


زبان طنز در شعر شيمبورسكا از دیگر شاخصه های كار اوست اما ترجمه، زبان طنز اشعار را استتار كرده و بيش از هر چيز به اين وجه شعر لطمه زده است.از مجموعه گزیده ها، در"اولين عكس هيتلر"و"تند، امانه خيلي"زبان طنزآميز و در عين حال رسا است ولي طنز در "ساخت و پاخت با مردگان"بر محتوا غالب شده و گويي شاعر كه خود شيفته زبان طنزآميزش شده باشد از سامان دادن

                                                                 6


به پايان‌بندي اثر غافل مي‌ماند:


در چه حالي مردگان را خواب مي‌بيني؟/ پيش از خواب به آنان مي‌انديشی/ در دست‌شان چه دارند ؟ توضيح /... تنها از آب و هوا مي‌گويند؟ از پرندگان كوچك ؟گل؟پروانه ؟/ آن ها پرسش مورد‌داري را مطرح مي‌كنند؟/ به جاي آن كه با احتياط ساكت بماني / يا با طفره موضوع خواب را عوض كني / يا سر وقت بيدار شوي / پاسخ چه مي‌دهي؟/


دغدغه‌هاي شيمبورسكا درباره جهان شعر در "شب شعر"و "بعضي دوست دارند شعر را"نمايان است. او در خطابه نوبل خود تحت عنوان «شاعر و جهان» كه در آكادمي نوبل ايراد شد نيز در واقع تفسيري از شعر "بعضي‌ها شعر را دوست دارند" را ارائه مي‌هد.


بعضي / يعني نه همه، / حتي نه بيشتر همه كه اندكي از همه/ جز در مدرسه‌ها / آنجا كه اجبار است و جز خود  شاعران / اين بعضي كم و بيش دو در هزارند / دوست دارند – اما آش رشته نيز دوست داشته مي‌شود / تعارف و رنگ آبي هم / شال‌گردني كهنه / و آنچه با پا فشاري به دست مي‌آيد / و نوازش سگي هم/شعر را – اما شعر اصلاً چيست/ پاسخ‌هاي پرترديدي / به اين پرسش داده‌اند / و من نمي‌دانم و نمي‌دانم و اين ندانستن را / چون حلقه نجات مي‌چسبم.

 توجه توجه برداشت از وبلاگ اصلی شاعر به آدرس زیر

لطفا اینجا کلیک کنید