تبلیغات اینترنتیclose
شبنم آذر ، خندهای شعر-5
پیچک ( شبنم آذر )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

مورچه ها چه شکل های عجیبی دارند

گاهی به شکل کلماتی در می آیند که آدم را می ترساند

مستقیم می روند مثل حرف آ.......

و به انتهای آ که می رسند

 ابتدای آدم را تجزیه می کنند

و به انتهای میم که می رسند

مراسم تشییع تمام می شود......

 

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1386/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 220

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

سایه ها

سپیدارها

راه ها

  تا انتهایی که تویی

و  سمت نگاهت

اشاره ای ست

به افسانه ای

که راهش تنها از ابتدای اندام سپیداری ات

می گذرد

نگاه کن

 به عبور زمینی من

که خدایان

نوزادِ شیر خوار خود را

به پستانم سنجاق کرده اند

و دو گوشوار از قرص ماه و آفتاب دارم


نگاه کن

 و شفاعت کن

 

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1386/1/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 135

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

پایش نمی رود ،نرود شب

-سالهاست-

آفتاب این پهلو آن پهلو می کند

-از مشرق-

پایش نمی رود برود آفتاب

می ایستد کنار ترن های ساعت ظهر

و دستمال سرخش را تکان می دهد

به نشان اینکه –خطر

پر، پر

نمی کشد کلاغ پر

که خو کرده اند همه به آسمان سیاه

و از قار سیاه

دستی به سنگ نمی رود

پهلو به پهلو هنوز می شود

     -نا امید نه

آفتابی که می زاید امروز را و

 فردا را

 

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/12/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 137

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

از اندوه های جهان  تنها یکی را می شناسم.

از شادی هایش

آن راکه به  انسان شبیه تر است

درختان همیشه  برهنه بوده اند

ما بهار را درست نفهمیدیم

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/12/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 141

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

هر شب،

پيش از آنكه خيره شوم در چشمانش؛

پيشاني بسايم به سينه اش؛

گوشش فرا  دهم

در حسرت شنيدنش؛

فرا مي گيردم،

مي راندم،

و مي گريزد.

مرگ را مي گويم.

 

 

شبنم آذر

از مجموعه(به تمام زبان های دنیا خواب می بینم )

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/11/

 

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 140

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

كسي در معبدي دور

مرا مي گريد،

و در منظرِ نگاهش

مرا رويا مي بيند.

كسي كه آن قدر سحرخيز است

كه شايستگي ديدنِ طلوع را دارد.

راه مي افتم

به ر ویمرزهایجغرافياي جهان،

در آستانه ي معبد

 بر گياهي خم مي شوم،

دستهاي خدا را مي بوسم.

 

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/11/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 88

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

نيمه شب،

بيدار مي كند شهر خفته را

باران.

آنگاه كه بي حوصلگيِ پلك ها

بر بي دريغيِ باران

 گشوده مي شود،

تو با چشم هايي فرو رفته در شب

تعقيب مي كني

نگاه مرا، 

كه بي تو مانده است

آنسوي پنجره.                

 

  شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/11/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 193

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

نيستي،

 تا در چشمم ببيني

درخششِ شعري تازه  را

در نخستينِ خوانِش.

كه هر نفس تازه كردني،

ميراثي ست

از  سكوتِ خداوند،

پس از فرو فرستادنِ نخستينِ پيامبر

 

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/11/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 150

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

نام تو،

مانند نام عشق

كه اصيل مانده است

در سينه ی رهگذران،

اعتبار نام من است

و اصالت زمين را به ياد مي آورد

در روزگاري كه مرزها

بر آن ترسيم نبود.

و روزگاري كه زمين

آن گونه پاك بود

كه پيامبري را به خود نمي پذيرفت.

نام تو

آهنگ تازه ي سرودهاي مقدس شد

وقتي كه بادهاي سرزمين هاي دور

در روز هاي اول اردي بهشت

گرده هاي گياهان را

به سوي دست هاي تو

پرواز دادند.

عشق در جستجوي خويشتنش بود

كه نام تو را يافت.

از آن سان جستني

پديدار شدم

 در  نام تو،

آن دم

كه باگويش عشق

 نام مرا خواندي

 

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/11/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 212

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


 براي زهره قدوسي

 **

حق با تو بود

خواهر مرحومم؛

از بندِ رخت

 مي شود طنابِ دار ساخت؛

و برگ هاي سرخ و سياهِ غرور را

 در يك شبِ تياه،

پاي قمار

 باخت.

 


 شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 138

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


به زانو در مي آيم

   براي نيايش،

در احاطه ي باد.

دشت

پاي برهنه ام را دوست دارد.

از منظرِ خدا

  به گياهي مي مانم،

   روييده از تمام دانشِ خاموشِ زمين.

 

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 156

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


به آه مي نشاني ام، به آتش.

به حرف اولِ تمام حروف؛

كه نگفته

گفته بودي و

نبوده

 بودي.

به خاك مي نشاني ام، به خس.

به خستگيِ تلخ خندي كه زده نزده

تمام آينه را غبار زد.

چيزي در امتدادِ دامنه مي رفت؛

شايد،

 شعاعِ قاطعِ نوري بود.

شايد،

 دو تكه چوبِ عمود

كه انتظار مي كشيد.

در انتهاي جاده نبودي.

سه بار 360 را چرخيدم

تا تو تمام خطوط را

بسته كشيدي.

دايره در دايره مي نشاني ام به حباب،

به شبنمي كه بخار شد،

به خوني تازه

كه چكيد.

خواب قله مي بيني؛

پايت در دامنه.

عقاب از آشيان مي پرد.


برف گير تابستان،

در ضلعِ مشرفِ صخره

به تيغِ آفتاب زخم شد.

به تيغ مي نشاني ام، به خراش.

كه جاي ناخنِ صخره ايت

بر اندامم،

شعاعِ سرخي

در مسير آفتاب شد.


عقاب

 در ابتداي دره نشست،

خيره ي رازِ جاريِ اعماق.

ايستاد و

 فرو رفت

وباد

پري از ميان پرهايش

به باد داد

 

 

شبنم آذر 

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/
 

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 237

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

براي زهره قدوسي                                 

 **

 
تصوير تلخي لب هايي

كه هيچ گاه به صبح

 سلام  نداد

و

آه بلند بند بند انگشتاني

كه سنجاق هاي رابطه را

 يكي يكي

 از پيرهن گشود

تصوير توست

كه در خلوت برزخي خويش

 ريسمان مرگ را

هي مي بافتي و

 مي گشودي

كه در واپسين لحظه

 بي هراس

هسته كال عشق را

 به صورت زندگي

 تف كردي

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 146

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


برای زهره قدوسی

 **

يك بار،  دوبار، سه بار،

رگ هاي آبي ات فواره زدند؛

و سرخ شد

پيراهن سپيدت؛

و طناب هاي  دار

پاره شدند.
آخر،

گيسوانت را بريدي تا

تار مويي

بهانه ی ريسمان نباشد.

 

 
 شبنم آذر


از مجموعه(به تمام زبان های دنیا خواب می بینم )

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 173

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


در بستري

كه از مشامِ  شدن

 پر بود،

دستت

 به استتار زخم ها آمد،

وقتي دعا كردم:

هرگز مباد

 از سر درمانگري باشي.

انگار،

 در انتظارِ هراسناكِ شك، به يقين

تنها ستاره ی خشكيده بر تنِ شب

راهي جست

 به آن مدارِ ملتهب از ايمان.


انگار،

در امتدادِ ابلقِ اقيانوس

دو ماهيِ عريان،

در عمقِ آبها

فرو رفتند.

آن شب

در شكلِ كاملِ ماه چيزي بود

كه حسرتِ روشنيِ چشمِ ترا داشت

 


 
 شبنم آذر

از مجموعه { به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-5, | بازديد : 219

صفحه قبل 1 صفحه بعد