تبلیغات اینترنتیclose
شبنم آذر ، خندهای شعر-4
پیچک ( شبنم آذر )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  


خورشید

 مرده در اندوهِ آسمانِ ملول.

گويي كه نعش پرندگانِ مهاجر

 در ديدگانِ ابر

تشیيع مي شود.

 


 
 شبنم آذر

از مجموعه { به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 85

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
خالي ست

اتاقِ كوچكِ من.

    من

 تكيه داده  سرم را

به كتابي

كه نمي توانم بخوانمش.

شايد،

كسي كه به انگشتِ سبابه

در مي زند،

خداي خسته ی مهربان باشـد

 

 
 شبنم آذر

از مجموعه { به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 203

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

چيزي نمانده است

تا برج هاي سفيد،

با شكل هاي هندسيِ چهار گوش،

كور كند

چشم اندازِ جنگل مصنوعيِ پشت پنجره را.

راكد است

روزهاي دود گرفته ی شهرِ من .

خاكستري ست

هم رنگِ

آرزو هاي مه گرفته ي من.


 

 
 شبنم آذر

از مجموعه { به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 122

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 
جنگل به هياتِ چشمانت

سرود خوانِ نا نوشته ترين ترانه ي من است؛

و بي ترديد،

درونِ تيرگيِ آن نگاه شبنم فام

خورشيد مي رويد.

غرورِ مرا

كه شبانِ تباهِ عشق هاي حريص،

به سخره مي گيرند

سپيده پيشاني ات،

 بشارتي ست شگرف

 

 

 
 شبنم آذر

از مجموعه { به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 123

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

روزي كه شعر تازه من باشي

تعبير مي شود

خواب سالهاي سرودنم

زيرا

 تمام خاكستري لحظه هاي آن

چيزي براي شعر شدن

 كم دارد

آن روز

مرد من از درون من

سر بر مي آورد

و آغاز شعرم را

پيش از سرودنم

مي داند

 

 

 
 شبنم آذر

از مجموعه { به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 195

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


رها كه شدي

 از ازدحام ديدارها،

بيا

 تا به گوشه اي خلوت

 راهنمايت شوم.

بيا

تا از سراشيبي هاي واخوردگي،

 عبورت دهم.

تا بازگردي،

بنشيني برمدارِ خويش،

 به خورشيدت سلام دهي،

و از  پايت به در آري

خارهاي روابطِ زميني را

پيش از آنكه شعري تازه بسرائي،

 

 
 شبنم آذر

از مجموعه { به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 127

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

درگوشه ي مشام اطاقم

يك زنبق شكفته نفس مي كشد.

گاهي كه پرده تكان مي خورد

حس مي كنم  تو اينجايي.

افسوس خواهرم

هيچگاه

خوابت نمي شكند

 

 
 شبنم آذر

از مجموعه { به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 197

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


  براي زهره قدوسي

**

دوستم مي داري

بي شرمانه،

مانندِ دشمني

 كه حريفِ شكست خورده اش را؛

مانندِ گلبول هاي كوچكِ سفيد

كه بر زخم هاي سرخ

لايه هاي صورتي مي كشند.
 
زخم، دلقكي ست كه به فراموشي مي خندد

با دهاني مجروح .

 سرخ مي شود لبانم.

براي تو    
            
زيبا مي شوم.


 
 شبنم آذر

از مجموعه { به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 123

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دستت، درست در مسيرِ مارپيچ بود

كه از اشتياقِ كوه

عقابي پريد.

دستت در آستينِ درازِ شب

چيزي به اختفاي غار پناه آورد؛

شايد حصارِ سينه ی غوكي بود

كه خواندن را حسرت شد؛

مانند من كه

شُ...د...ن  را.

تب دارِ تكه هاي تابستان

از يالِ كوه ها فرو مي ريخت.

تلخ نه،

زهرخندِ ورم كرده ی ابري خشك

مانند من كه

چِ...ك..ي..د...ن  را.

 

 
 شبنم آذر

از مجموعه { به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 137

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

در كسوت سكوت شبانگاه


از خيزران حنجره ات


مهتاب مي خواند

 

 
 شبنم آذر

از مجموعه { به تمام زبان های دنیا خواب می بینم}

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/10/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 203

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


هنگامِ چيدنِ  اندوه،

وقتي ترا

و خودم را،

 چيزي نمي يابم

جز تخته پاره هاي رها شده بر آب؛

وقتي كه شب

 به سادگيِ مرگ

هيكل بزرگ مي كند

 تا انتهاي روز.

هنگامِ چيدنِ  اندوه،

وقتي پيامبري نيست

رسالتي

براي آمرزشِ تلخ كاميِ ما.

دستي نيست.

دستي نيست براي چيدنِ  اندوه.

 

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/9/
 

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 216

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


خوابي كه خواب نبود

لختي بخواب

در انحناي اين شب ناجور

در اختفاي مبهم تاريكي

لختي بخواب

دستي اگر براي دعا مرده ست

چيزي در آن طرف دور

شايد هنوز آوندي

نفس مي زند

گفتند

در تنگ كوچك دريا

ماهي در عمق آبها مرده ست

شايد براي غرق شدن

راهي به جز به آب زدن باشد

من چشم هاي ترا مرده يافتم

وقتي كه خواب نبودي

يا بودي

در خوابي كه خواب نبود

لختي بخواب

دريا هنوز ساكت و آبي ست


 

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/9/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 130

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

بي آنكه

الفبايي نو

 ساخته باشم

به تمام زبان هاي دنيا

خواب مي بينم

 

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/9/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 107

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


تمام راه

 گندمزار بود؛

گنجشكانِ تابستان

از خطوط مستقيم جاده مي گذشتند

ودر مزرعه

گم مي شدند.

و چشم هاي

آنكه

آنسوي دور ايستاده بود،

گريسته بود.

تمام راه

 در مزرعه ی گندميِ موهاي تو

- سرت را

كه از سنگينيِ آرزوي من

 مي گرفتی ميان دستانت-

گنجشك هاي وسوسه انگشتانم را

انكار مي كردم.

 

 


 شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/9/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 101

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

هنوز

 به زندگي عادت نكرده است،

ورنج مي برد

از ايستادنش روي زمين

كه سياره را سنگين تر مي كند.

مي خواهد بخار شود،

بادكنكي شود

با نخي

گره خورده

 به انگشت كودكي.

هنوز

 به زندگي عادت نكرده است.

وقتي شروع مي كند به دويدن

بي آنكه از جغرافي چيزي بداند،

تمام زمين را

 دور مي زند.

آنچنان تنگ

 مرگ رادرآغوش مي فشارد

كه گويي

 نخستین معشوقش را.

هنوز

 به زندگي عادت نكرده است
وهر صبح

و قتي به من نگاه مي كند

گويي

 در نگاهش معجزه اي رخ داده است.

 

 

شبنم آذر

http://shabnamazar.persianblog.ir/1385/9/

برچسب ها : ,

موضوع : شبنم آذر ، خندهای شعر-4, | بازديد : 112

صفحه قبل 1 صفحه بعد